|
خودم+خودم
|
چند روزي هست تنها نيستم، با مادرم تا پدرم، بزرگ شدم و تنها نيستم...
اما.... هنوزم آرزوم از ياد نرفته، شايد هم نزديك تر از گذشته ام
چرا سخته؟ بودن و موندن و آرزو داشتن
بهتر نيست كه نباشم و نمونم و ..اما نميشه. نمي تونم بدون آرزو باشم
حتي اگه يك خواب سرد، پيشوني نوشت آرزوم باشه
من همونم كه يك روز
مي خواستم دريا بشم
بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دريا برسم
شب آتيش بزنم تا به فردا برسم
تنهاي تنها تو دشت
زير سقف آسمون
كسي يار من نبود جز خداي مهربون
نشدم تا ببينم خوابيدم تو گور سرد...